دوشنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۷

آب‌ها و آسیاب‌ها

در فیلم چارلی (Charly)، با بازی کلیف رابرتسن،که در آن اسکار گرفت، چارلی پسری/مردی عقب مانده است که مثل موش آزمایشگاه، آخرین تحقیقات را رویش انجام می‌دهند تا عقب ماندگی‌اش را درمان کنند. چارلی در مدت کوتاهی بسیاری از علوم را فرا می‌گیرد، نظریه‌های علمی/جامعه‌شناسی جدید می‌دهد، سخنرانی می‌کند و بعد آرام آرام اثر درمان‌ها از بین می‌رود و چارلی همان عقب ماندهء سابق می‌شود و دوباره با الجرنون، موشی که با هم بازی «موش را به پنیر برسانید» می‌کردند، مسابقه می‌دهد.
حالا حکایت ماست. یک مدت به لطف لینک‌ها به‌خصوص خوابگرد، بازدید کننده‌های من، هفت هشت برابر شد و حالا دوباره دارم با الجرنون مسابقه می‌دهم.
طرح مطلب پیشین، به منظور گشودن باب بحث بود، تا حرف‌های موافق و مخالف مطرح شود. نمی‌دانم، بخش نظرخواهی وبلاگ من گاهی ادا در می‌آورد، اما ایمیل که بود، کسی وارد بحث نشد. بیشتر بازدید کننده‌ها، به باز کردن صفحه و 20-30 ثانیه بعد بستنش اکتفا کرده بودند. برای من این معنی را می‌دهد که بحث مورد علاقه اکثریت نیست. ایرادی ندارد، کار فرهنگی در محاق است و فقط اقلیتی بسیار کوچک دل می‌سوزانند. من نمی‌توانم با کسانی که غیر از این عقیده دارند، وارد مباحثه شوم. منظورم این است لازم است که پیش فرض‌مان یکسان باشد، که با کسی پدر کشتگی نداریم و سنگ کسی را هم به سینه نمی‌زنیم و از این چیز‌ها. من منتظر بودم که به خصوص پاراگراف آخر داستان توبیاس ولف، به انگلیسی برایم برسد و ترجمه‌اش، که عیناً یکسان است، بررسی شود. به نظرم می‌آید که هیچ کس علاقه‌ای به پی‌گیری این مطلب ندارد و در این حوزهء لاغر فرهنگی، فقط می‌خواهد کار خودش پیش برود: کی حوصلهء این دردسرها را دارد؟

دوریس لسینگ، استادی صوفی دارد(داشت؟) به نام ادریس شاه. کل فلسفه صوفی‌گری ادریس شاه بر مبنای تحول و آگاهی افراد است: رهایی فرد در صورتی امکان پذیر است که همگان درک کنند که بین تقدیر خود و سرنوشت جامعه ارتباط وجود دارد.
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»

۴ نظر:

صبا گفت...

سلام . باز من اومدم . راستش من چند وقتی درگیرم با خودم . می خواهم یک مقاله در مورد ترجمه بنویسم اما نمی خواهم کارش به گلایه برسد اما انگار نمی شود . به هرحال به همین دلیل به بلاگ شما و دیگران سرنزدم . نابغه همیشه نابغه است حتی اگر کسی محلش نگذارد . اما در مورد فرهنگ با شما موافقم . تا زمانی که لاابالی گری فروش بیشتری دارد فرهنگ باید در محاق بماند .
موفق باشید .
راستی اگر این تایید کلمه نباشد بهتر است ها . آدم جزقولونده می شود تا بنویسد : ykcolpqz

صبا گفت...

راستی ممنون از پیامتون . همیشه سرفراز باشید

saba گفت...

با عرض شرمندگی اما این آیه که شما نوشتید اشکال دارد : لایغیر درسته

حاجاقا گفت...

سلام
اینجانب علاوه بر سمت نوردیدگی، سمت نگهداری و کدبندی و غیرگی وبلاگ والده را دارا می باشم!
یک چند تا نکته عرض کنم در این رابطه "تایید کلمه" که به تازگی،‌ مخالفانش زیاد شده است. حال اگر سرکار بانو والده پسند نمودند و رضایت دادند، به عنوان یک پست هم در وبلاگشان ثبت گردد برای آیندگان!
1- این تایید کلمه برای جلوگیری از نظرات ِ غیر نظر است! یعنی همانان اسپم. بنابراین فکر اینکه این تایید کلمه را بردارم، از سرتان بیرون کنید!! چون اگر شما کمی از آنچه را که من در این هفشده سال چشیدم و کشیدم، کشیده و چشیده بودید، درکم میکردید!
2- بلاگر، یکی از سرویسهای گوگل است. یعنی اینکه اگر شما قبل از استفاده از بلاگر، در حال استفاده از یکی از سرویسهای گوگل باشید، هنگامی که میخواهید در یک وبلاگی بلاگری، کامنتی گذارید، این به شما میگوید که تو همان فلانی هستی و احتیاجی به تایید کلمه ندارید.
3- با کمی حوصله با کمی سعه صدر، تمام مشکلات بشریت حل میگردند. این که چیزی نیست!