پنجشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۷

باز هم سرقت/ اول پیاله و بد مستی؟

سایت جدید امضا، که عمدتاً مختص شعر است، یک داستان از توبیاس ولف دارد به ترجمهء اسدالله امرایی.

این داستان در 21 اسفند 1386 در سایت دیباچه به ترجمهء مرضیه ستوده چاپ شده بود.
سایت دیباچه عجالتاً داون است.


این لینک اصلی داستان ربایش نوشتهء توبیاس ولف ترجمهء مرضیه ستوده در سایت دیباچه.

این لینک کش گوگل ترجمهء مرضیه ستوده.



این نامهء مرضیه ستوده به گردانندگان سایت امضا:

هیئت مدیره ی محترم سلام
وقتی اهل فرهنگ و ادب به این کارها آلوده می شوند آدم لالمونی می گیرد که چه بگوید و چه بکند
این نامه نه اعتراض است نه درد دل، چون دستم به جایی بند نیست فقط عطش تعجب خود را می خوابانم
آقای امرایی این بار دوم شان است که از روی ترجمه ی من راحت کاری می کنند و به اسم خودشان چاپ می کنند حالا یعنی انقدر مهم است؟ که آدم شرف خود را بیالاید
چند سال پیش در مجله ی کارنامه داستانی از ولف را از روی ترجمه ی من نوشتند و چاپیدند من گفتم ایشا لا گربه بود و یا یکی چشم گاوه.
و حالا هم توی روز روشن داستانی دیگر را که در سایت دیباچه به اسم "ربایش" چندی پیش منتشر شده بود باز هم چاپیده اند به اسم خودشان.
البته فقط خدا و خود ایشان و من می دانیم که چی به چی است و نه شما و نه هیچکس دیگر زیرا به خصوص پاراگراف آخر در متن اصلی ترجمه نمی شد و من از خودم درآورده ام و بازآفرینی کرده ام و ایشان درست عین ترجمه ی من را راحت الحلقوم فرموده اند
باز هم اشاره می کنم می دانم دستم به جایی بند نیست حتی صدایم هم به کسی نمی رسد اما آیا واقعا ارزش دارد آدم شرف خود را بیالاید. البته فروش کتاب های ایشان نوش جان و گوارای وجودشان.
با احترام
مرضیه ستوده

بقیهء نظرات در سایت امضا


و این هم دو تصویر از ابتدا و انتهای صفحهء دیباچه.





۳ نظر:

بوالحسنی- سردبیر امضا گفت...

سرکار خانم ستوده عزیز لطفا با ایمیل امضاارتباط برقرار کنید emzaa@emzaa.irو یا m_bolhasanius@yahoo.com

صبا گفت...

سلام تازه با بلاگ شما آشنا شدم ( می دونم خیلی دیره ) به هر حال بلاگ زیبا و خوبی دارید . یادم باشه بازم بیام . ادبیات باشه و من بی خبر ؟؟؟ خیلی عجیبه !!! خیلی از مطالبتون لذت بردم . امیدوارم موفق باشید
پ.ن : این سیستم نظر دهی شما خیلی سخته ها

علیرضا گفت...

عجب!!!