سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۷

سرقت؟ ترجمه؟ تحقیق؟

مقاله‌ای در بارهء کتاب دشت سوزان خوان رولفو در کارگزاران چاپ شده است.
نمی‌دانم فرحناز علیزاده اسم کریستوفر لش را به چه منظور آن بالا آورده؟ به نظرتان یعنی این مطلب ترجمه‌ای است از مقالهء کریستوفر لش؟ و بعد ایشان یعنی این آقای فرنگی به پاینده و انتشارات ققنوس و نشر آگه ارجاع داده؟
راستش آدم به قول یک فردی «لالمونی» می‌گیرد. لطفاً جمله‌های این زندگی‌نامهء خوان رولفو را در دیباچه، در مقالهء فرحناز خانم پیدا کنید. با یک Find راحت پیدا می‌شود.
آدم از کریسوفر خان تعجب می‌کند که چطور در ارجاعاتش اشاره‌ای به زندگی‌نامهء خوان رولفو در دیباچه نکرده است.

۱ نظر:

حاجاقا گفت...

اولاً جناب کریستوفر لش (به فتح لام؟!!) اون جمله کذایی را فرموده اند. یعنی اینکه خانم علیزاده یک جمله از یک نفر نقل کرده اند و ذکر منبع نیز نموده اند!! و همین ذکر منبع نمودن، کفایت میکند که دیگر ذکر منبع ننمایند. یعنی مشارالیها برداری (در اینجا البته خواهری!!) خویش را ثابت نموده اند و البته دیگر احتیاجی به ادله دیگری برای ارثیه نیست. ارثیه؟ کدام ارثیه؟ همین مطلبی که نوشته اند دیگر!!
ثانیاً شما چه توقعاتی دارید. مطلب فوق، هزار درصد (!!) تولیدی خودشان است. توجه بفرمایید. نقل قول مارکز، در مطلب دیباچه، اواسط مقاله است ولی در مطلب مشارالیها اول. همین جابجایی نشان از زحمت بی دریغ و شائبه مشارالیهاست. شما به جای اجر زحمت، زجر میدهید ایشان را؟!!!
ثالثاً تا بوده همین بوده است. شواهد تاریخی داریم که از ازمنه قدیمه، ایرانیان ذکر منبع نکرده اند و به امید حق تعالی هم نخواهند کرد!
رابعاً شما موید باشید!!