‏نمایش پست‌ها با برچسب آفریقای جنوبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آفریقای جنوبی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، آبان ۱۵، ۱۳۸۸

آفریقای جنوبی

در این‌جا گفتم که:
در سال 1970 رقم واردات کامپیوتر به آفریقای جنوبی یک‌صد میلیون دلار بود.در سال 1977 فقط کشورهای آمریکا و انگلستان بیش از آفریقای جنوبی برای کامپیوتر هزینه می‌کردند.75% کامپیوترهای رژیم آپارتاید از شرکت‌های آمریکا خریداری می‌شد. فروش چنین حجمی از کالا، علیرغم قوانین منع تجارت با آفریقای جنوبی، انجام می‌شد.IBM بزرگترین شریک تجاری آفریقای جنوبی در بخش کامپیوتر بود.

استفادهء کامپیوتر عمدتاً در امور امنیتی بود (فقط حجم را ببینید).
آمریکا علاوه بر تجارت عظیم با آفریقای جنوبی که طبق قانون و رای شواری امنیت منع بود، مثل بقیهء کشورهای جهان، چشم خود را نیز بر جنایات رژیم آپارتاید، بسته بود و همراه با دیگر کشورهای دهن گشاد، به منافع تجاری خود فکر می‌کرد.
و این مردم آفریقای جنوبی جنوبی و مبارزین آن‌جا بودند که آپارتاید را مجبور به مذاکره و عقب نشینی کردند.
در این مورد نگاه کنید به این مقالهء خوب ِ تلخ مثل عسل.
و یک جوک هم به یاد آقای ابطحی همینجوری بگویم:
یک نفر برای دلداری کسی که در عزای پدرش بی‌تابی می‌کرد گفت: بابا ادیسون هم مرد، بابای تو که ...

یکشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۷

آفریقای جنوبی

بخش چهار
مرگ آپارتاید
و غرض بنده

در فوریه 1990، پارلمان آفریقای جنوبی در شروع کار خود (تحت فشار جوامع بین‌المللی) محدودیت فعالیت 33 سازمان اوپوزیسیون را لغو کرد و در 11 فوریه همان‌سال نلسون ماندلا بعد از 27 سال از زندان آزاد شد و گروه‌های مختلف اوپوزیسیون به تدریج مذاکرات را بر سر پایان دادن به قوانینی که به نفع اقلیت سفید پوست بود، آغاز کردند و در خلال این مدت کشتار مردم – از جمله ترور رئیس حزب کمونیست- از طرف دولت ادامه داشت که در گروه‌های طرف مذاکره با دولت بی اعتمادی به‌وجود می‌آورد.
رژیم آپارتاید تا سال 1994 که حزب کنگره در انتخابات برنده شد، در آفریقای جنوبی حکومت کرد.

بد نیست بدانیم:
صادرات کامپیوتر به آفریقای جنوبی از سال 1952 شروع شد. رژیم آپارتاید برای اجرای قوانین تیعیض آمیز خود –از جمله مثلاً ثبت نژاد در کارت ملی و محدودیت ورود و اقامت غیر سفیدپوست در بسیاری از مناطق- به سیستم الکترونیک پیشرفته نیاز داشت.
در سال 1970 رقم واردات کامپیوتر به آفریقای جنوبی یک‌صد میلیون دلار بود.
در سال 1977 فقط کشورهای آمریکا و انگلستان بیش از آفریقای جنوبی برای کامپیوتر هزینه می‌کردند.
75% کامپیوترهای رژیم آپارتاید از شرکت‌های آمریکا خریداری می‌شد. فروش چنین حجمی از کالا، علیرغم قوانین منع تجارت با آفریقای جنوبی، انجام می‌شد.
IBM بزرگترین شریک تجاری آفریقای جنوبی در بخش کامپیوتر بود.
جالب است بدانیم که هم قبل از انقلاب و هم بعد از آن، ایران بزرگترین شریک تجاری آفریقای جنوبی بوده و هست.

اما غرض:
مصاحبه‌ای از نادین گوردیمر خواندم که در دوران آپارتاید انجام شده بود. هرچند رژیم آپارتاید بعضی از کتاب‌های گوردیمر را مدتی ممنوع کرده بود، ظاهراً طول کشیده بود تا این برندهء نوبل ادبیات بفهمد در مملکتش چه خبر است. بخشی از این مصاحبه را می‌خواستم اینجا بیاورم –همان غرض- اما لازم بود ببینیم مطالبی که گوردیمر به آن اشاره می‌کند مربوط به چه فضای اجتماعی- سیاسی است.

یکشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۷

آفریقای جنوبی

بخش سه
رژیم آپارتاید

رژیمی بود که جداسازی و تبعیض نژادی را قانونی کرد.
حزب ملی (NP) آفریقای جنوبی از سال 1948 تا 1994 تحت رژیم آپارتاید دولت آفریقای جنوبی را در اختیار داشت، قوانین مختلف نژاد پرستی را در این کشور به تصویب رساند و با این کار بدعت قرن‌های پیشین هلندی‌ها و بریتانیایی‌ها را قانونی کرد.
تحت قوانین آپارتاید ساکنان کشور و مسافران به گروه‌های سیاه، سفید، رنگین‌پوست و سرخپوست طبقه‌بندی شدند.
این سیستم موجب مقاومت‌های داخلی شد. دولت آفریقای جنوبی به قیام‌ها و اعتراضات مردمی با خشونت پلیسی پاسخ داد که سبب حمایت‌های داخلی بیشتر از مقاومت‌ها و مبارزات مسلحانه شد.
دولت آپارتاید برای مقابله به دستگیری‌های بدون محاکمه، شکنجه، سانسور و ممنوعیت اوپوزیسیون سیاسی متوسل شدو فعالیت جناح‌های مختلف از قبیل کنگره ملی آفریقا، نهضت بیداری سیاهان، سازمان خلق آزانیان، کنگره پان آفریکنیست، جبههء متحد دموکراتیک، که همگی نهضت‌های ازادی‌خواهی بودند، ممنوع کرد.
علیرغم سرکوب و تبعید، مردم از این سازمان‌ها برای مبارزات ضد آپارتاید حمایت می‌کردند و در دورهء حکومت رژیم آپارتاید با نهضت‌های ضد آپارتاید بین‌المللی ارتباط‌هایی برقرار کردند.
آفریقای جنوبی سفید، روز به روز مسلح‌تر می شد، و با حمایت غیر مستقیم آمریکا، در مرزهای خود و در شهرک‌های سیاه‌پوست نشین می‌جنگید.
سازمان‌های ضد آپارتاید با مبارزان آزادی‌خواه در قارهء آفریقا ارتباط قوی داشتند و اغلب مقاومت مسلحانهء خود را علیه آپارتاید، بخشی از مبارزات سوسیالیستی علیه کاپیتالیزم می‌دانستند.
در سال 1973، معاهدهء بین‌المللی مجمع عمومی سازمان ملل اعلام داشت: که رژیم آپارتاید یک رژیم جنایتکار علیه انسانیت است و به منظور استقرار و حفظ سلطهء افراد یک گروه نژادی، افراد نژادهای دیگر را به‌صورت نظام‌مند سرکوب می‌کند.
تحت رژیم آپارتاید سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی قانوناً از حقوق شهروندی محروم شدند و می‌بایست در قلمروی که یک دهم خاک آفریقای جنوبی بود به عنوان «سرزمین مادری» مستقر شوند. حدود و ثغور این قلمرو همان محدودهء دورهء امپراتوری بریتانیا تعیین شده بود. با این حال، بسیاری از سیاه‌پوستان آفریقای جنوبی ساکن این محدودهء «سرزمین مادری» نشدند. سیستم «سرزمین مادری»، سیاه‌پوستانی را که در حوزهء آفریقای جنوبیِ سفید زندگی می‌کردند از بسیاری از حقوق و امتیازات محروم کرد، از جمله از حق رای. این «سرزمین مادری» در مناطقی از کشور بود که پایین‌ترین تولید اقتصادی را داشتند.
رژیم آپارتاید تحصیلات، خدمات درمانی و سایر خدمات عمومی را جدا کرده برای سیاه‌پوستان استانداردهای نازل‌تری اعمال می‌کرد.
نظام آموزشی برای سیاه‌پوستان طوری طراحی شده بود که سیاهان فقط می‌توانستند کارگر شوند.
چند نمونه از قوانین آپارتاید:
-قانون ممنوعیت ازدواج بین نژادهای مختلف 1949
- قانون ثبت 1950 که به موجب آن در کارت ملی افراد 16 سال به بالا نژاد هم ذکر می‌شد.
- قانون نواحی مختلف کشوری 1950. این قانون کشور را به نواحی مختلف تقسیم کرد و از آن‌جایی که مبنای سایر قوانین جداسازی است، اهمیت دارد.
- قانون ممانعت از سکنای غیر قانونی و بدون مجوز 1951. که به دولت اجازه ‌می‌داد زاغه‌های سیاهان را در مناطق فقیر نشین خراب کند.
-شرط جداسازی امکانات رفاهی، قانون 1953 . که افراد نژادهای مختلف را از استفاده از تسهیلات رفاهی یک‌سان از قبیل رستوران، استخر شنای عمومی و توالت عمومی ، منع می‌کرد.
- قانون آموزش و پرورش 1953. که وزارت آموزش و پرورش را موظف می‌کرد تا امکانات آموزشی پست‌تر برای سیاهان فراهم کند: «به منظور کنترل آموزش بومی، تصلاحات به‌این صورت انجام خواهد گرفت که افراد محلی از طفولیت درک کنند که برابری نژاد اروپایی برای آن‌ها نیست.» و به این ترتیب 17 نوع سیستم استاندارد آموزشی در کشور به وجود آمد.
و الی آخر...
منبع

جمعه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۶

آفریقای جنوبی

بخش دو


قبل از آپارتاید
مقاومت ها و اتحادیه ها
در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، افریقای جنوبی انتظار داشت وضعیتی مشابه سه مستعمرهء دیگر بریتانیا داشته باشد اما تبعیض نژادی و سرکوب سیاهان در آفریقای جنوبی
قابل قیاس با هیچکدام از کشورهای استرالیا، کانادا و هندوستان نبود.
به تدریج اتحادیه‌های و حزب های سیاسی، عمدتاً به طرفداری سفیدپوستان، تأسیس شد.
در سال 1910 جمعیت آفریقای جنوبی حدود 6 میلیون نفر بود شامل: 67 درصد سیاهپوست، 9 درصد رنگین پوست (سیاهانی که یکی از اجدادشان سفید بوده است) و دو ونیم درصد آسیایی و بقیه سفید پوست.
قانون مالیات ملی بر اراضی در سال 1913 ، 90 درصد از کل اراضی آفریقای جنوبی را به سفیدپوستان اختصاص داد.
حزب کنگرهء ملی آفریقا ANC (حزب ماندلا) در 8 ژانویهء 1912 تأسیس شد.
احزاب و اتحادیه‌های دیگری هم تا این زمان شکل گرفته بودند. سفیدپوستان برای حقوق انحصاری سفیدپوست ها فعالیت می‌کردند و سیاه‌پوست‌ها برای دستمزد، امکان تحصیل، حق رفت و آمد، حق انتخاب محل زندگی، امکان و اجازهء کسب مهارت‌های فنی و ...

انقلاب اکتبر روسیه، نوید توفیق مبارزه برای سیاهان به ارمغان آورد.





در سال 1918 میلیون ها کارگر معدن سیاه‌پوست برای دستمزد اعتصاب کردند. و این اعتصاب‌ها تا چندسال تکرار شد.
در سال 1944 لیگ جوانان ANC شکل گرفت که در آن نلسون ماندلا، معاون بود.
در انتخابات 1946 در کمال تعجب، حزب ملی زمام امور کشور را در دست گرفت و آپارتاید (جداسازی، هم‌خانواده با Apart- Hood انگلیسی) دولت رسمی‌کشور شد.

یکشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۶

آفریقای جنوبی

بخش یک

کشوری است سرشار از منابع طبیعی، زمین‌های حاصل‌خیز و مواد معدنی منحصر به فرد.
آفریقای جنوبی در تولید الماس طلا و بعضی فلزات استراتژیک هم‌چون پلاتین، مقام اول جهان را دارد. دارای آب و هوای معتدل و از معدود مناطق جهان است که هوایی شبیه خلیج سان فرانسیسکو دارد.


مختصری از تاریخ آفریقای جنوبی قبل از آپارتاید

قبل از این که تاریخ آفریقای جنوبی را دریانوردان اروپایی بنویسند، قبایل و نژادهای مختلف آفریقایی به آن‌جا مهاجرات کردند و در سواحل جنوبی و شرقی که آب شیرین و مراتع بیشتری داشت، ساکن شدند. پر قدرت ترین این قبایل قبل از ورود اروپائیان «خوئه خوئه» بود که در اثر ابتلا به آبله، بیماری که ارمغان مهاجران اروپایی بود، به تدریج به طور کامل از بین رفت.
ورود هلندی‌ها در سال 1652، عمدتاً به منظور احداث بندر و پایگاه برای دریانوردان در دماغهء امید نیک بود. کمپانی هلندی هند شرقی، با قبیلهء «خوئه خوئه» قرارداد بست و ارتباط‌شان با بومیان عمدتاً از طریق دزدی از گله دام‌های آن‌ها بود.
سکنهء سفید پوست آفریقای جنوبی در سال 1662، 250 نفر بود که به تدریج تعدادشان رو به افزایش گداشت تا مستعمرهء جدید را شکل دهند.
سفید پوستان به قسمت‌های شمالی و مرکزی آفریقای جنوبی مهاجرت و زندگی را به دیگر قبایل نیز تنگ کردند. و به تدریج قبایل آفریقای جنوبی در خدمت مهاجران در آمدند.
در سال 1795 بریتانیا «دماغه» را از هلندی‌ها گرفت، 7 سال بعد هلندی‌ها دوباره مالک «دماغه» شدند. در سال 1806 «دماغه» مجدداً تحت تسلط بریتانیا درآمد.
از این سال به بعد، بریتانیا هزاران هزار مهاجر، گروه‌های میسیونر مذهبی و بشر دوستان را به آفریقای جنوبی انتقال داد. قوانین آزادی بردگان در انگلستان تأثیر شدیدی روی مستعمره داشت و شاهد جنگ‌های پراکنده با قبایل مختلف بود. اما تا زمانی که طلا و الماس کشف نشده بود، اوضاع تا حدودی قابل تحمل بود. از آن به بعد، بریتانیا به پر قدرت ترین قبایل حمله کرد و تا نیمهء دوم قرن نوزدهم، کلیه قبایل آفریقای جنوبی را طی جنگ‌های خونین شکست داد تا ثروت این سرزمین را کاملاً زیر سلطهء خود بگیرد.